آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٧ - جواب دوم از خواجه طوسى(ره)
الانسان ائ شئ هو فى ذاته؟ فتعيّن الجواب بانّه ناطق لا غير .
فكلمة شئ فى التعريف كناية عن الجنس المعلوم الّذى يطلب ما يميّز الشئ عن مشاركاته فى ذلك الجنس فحينئذ يندفع الاشكال بحذافيره .
ترجمه :
جواب دوّم از خواجه طوسى (ره)
مرحوم محقّق طوسى عليه الرحمه در جواب از اشكال فخر مسلك ديگرى را اختيار نموده كه از جواب قبلى دقيقتر و محكمتر مىباشد و آن اينستكه :
هيچگاه سؤال از فصل ماهيّتى نميشود مگر آنكه بجنس آن علم داشته باشند زيرا چيزى كه جنس نداشته باشد قهرا واجد فصل نيز نيست و بهر تقدير وقتى جنس معلوم بود بسراغ آنچيزى رفته و از ان امرى سؤال مىكنند كه مميّز ماهيّت از مشاركاتش در آن جنس معلوم مىباشد .
مثلا بعد از اينكه دانستيم جنس انسان حيوان است سؤال مىكنيم : الانسان اىّ شئ هو فى ذاته؟ در اينجا بطور تعيّن و حتم جواب ناطق است نه غير آن .
سپس محشى ( ره ) ميفرمايند :
پس كلمه « شىء » در تعريف فصل كه مصنّف در متن آورد و گفت و هو المقول على الشئ الخ كنايه از جنس معلومى است كه بوسيله كلمه « اىّ » از مميّز ماهيّت نسبت به مشاركاتش در اين جنس سؤال ميشود بنابراين هردو اشكال فخر دفع شده و متوجه بتعريف نميگردد .
قوله : بحذافيره :
يعنى بتمامه .
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص